مرد جوان پس از ۴ سال زندگی وقتی سردی رفتارهای همسرش او را آزار داد تصمیم گرفت با زن مطلقه یک زندگی پنهانی را شروع کند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی پایان تیتر، چندی قبل سمیه ۳۰ ساله که وقتی شنید خواهرزاده اش متولد شده است برای مراقبت و انجام کارهای خواهرش تصمیم گرفت به خانه آنها برود و شوهر سمیه نیز که رابطه خوبی با همسرش داشت پذیرفت تا زنش به شهر شمالی برود و مدتی در کنار خواهرش بماند.

شوهرم با مرجان 15 روز در خانه خلوت کرده بودند / مچ آن دو را با پلیس گرفتم + عکس

سمیه سوار بر اتوبوس به یکی از شهرهای شمالی رفت و نزدیک به دو هفته در خانه خواهرش بود و بعد از اینکه خواهرش سرپا شده بود تصمیم گرفت به تهران بازگردد.

زن ناشناس در خانه شوهرم بود

زن جوان بدون اینکه به شوهرش اطلاع دهد به تهران بازگشت و وقتی کلید را روی در انداخت و وارد خانه شد با یک زن که داخل خانه اش بود روبرو شد.

سمیه شوکه شد او دقایقی سکوت کرد! باور نداشت تا اینکه زن جوان را سوال پیچ کرد که در همین لحظه فرشاد وارد خانه شد و در برابر این صحنه غیرمنتظره قرار گرفت.

سمیه به سمت شوهرش حمله کرد و با جیغ و فریاد خواست درباره حضور ناشناس در خانه اش توضیح دهد، فرشاد سکوت کرده بود و هیچ حرفی برای دفاع نداشت تا اینکه سمیه با پلیس تماس گرفت و از ماجرای خیانت شوهرش خبر داد.

بدین ترتیب تیمی از ماموران با حضور در خانه زوج جوان با دستگیری فرشاد و زن ناشناس به کلانتری رفتند و این در حالی بود که فرشاد قبل از خروج از خانه از ماموران خواست دقایقی منتظر بماند و به سراغ کیف دستی اش رفت و با برداشتن یک برگه سوار بر خودروی پلیس به کلانتری محل زندگی شان رفت.

زندگی عاشقانه

رییس کلانتری با توجه به صیغه نامه‌ای که در دست فرشاد بود برای حل مشکل این زوج جوان، آنها را به قسمت دایره اجتماعی معرفی کرد.

سمیه در ابتدا پیش روی کارشناس اجتماعی کلانتری قرار گرفت و گفت: ۲۲ ساله بودم که در دانشگاه با فرشاد آشنا شدم و خیلی زود به هم علاقه مند شدیم و ۴ سال با هم در ارتباط بودیم و هر روز علاقه‌مان به هم بیشتر شد تا اینکه فرشاد به خواستگاری ام آمد.

وی افزود: خانواده‌ ابتدا مخالف بودند اما وقتی فهمیدند ما به هم علاقه‌مند هستیم راضی به ازدواج شدند و بهترین شب زندگی‌ام وقتی بود که خودم را در لباس عروس در کنار فرشاد دیدم.

زن جوان ادامه داد: در این ۴ سالی که ازدواج کردم همیشه به شوهرم علاقه داشتم و در کنار هم بهترین زندگی را داشتیم و فرشاد هم به من علاقه داشت و هیچ وقت فکر نمی کردم شوهرم به من خیانت کند.

وی ادامه داد: همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه از چندی قبل به رفتارهای شوهرم شک کردم اما نمی توانستم باور کنم که فرشاد به من خیانت کرده است و فکر می کردم بخاطر کارش سرگرم گوشی موبایلش است تا اینکه خواهرم صاحب فرزند شد و من برای کمک به او به خانه‌شان در یکی از شهرهای شمالی رفتم.

سمیه گفت: وقتی به خانه بازگشتم با یک زن در خانه ام روبرو شدم، شوکه شدم و باور نداشتم که شوهرم پس از این همه سال که صادقانه و عاشقانه در کنار هم زندگی کردیم به من خیانت کرده است.

زندگی سرد

فرشاد در ادامه شروع به صحبت کرد و گفت: من زندگی ام را عاشقانه شروع کردم و در این سال ها هیچ وقت به همسرم خیانت نکردم ولی بعد از ازدواج، رفتار سمیه تغییر کرد و نسبت به من و زندگی سرد شد.

وی افزود: ۲ سال ابتدایی زندگی مان سمیه همچون دوران مجردی که با هم دوست بودیم زنی پر انرژی بود اما رفته رفته رفتارش سرد و آرام شد، بعد از کار با کلی انرژی خانه می آمدم و از سمیه می خواستم که شب به بیرون برویم اما او با لحنی سرد می گفت که من خستم و حوصله بیرون رفتن ندارم.

مرد جوان ادامه داد: دوستانم دور هم جمع می شدند و از ما دعوت می کردند که با آنها باشیم اما سمیه نمی پذیرفت که در جمع آنها باشیم، حتی رفت و آمدمان به خانه بستگانمان کم شده بود و این در حالی بود که من علاقه زیادی به رفت و آمد و طبیعت گردی داشتم اما سمیه هیچ وقت با من همراه نشد تا در تورهای طبیعت گردی حضور پیدا کند و زندگی من به یکنواختی رسیده بود و رابطه مان مثل یک دوست و رنگ و بوی زندگی زناشویی و عاشقانه را دیگر به خود نداشت.

فرشاد گفت: دچار افسردگی شده بودم، به همین خاطر پیش روانشناس رفتم و دکترم بارها از من خواست که برای حل مشکلم باید سمیه را همراه خود به مطب ببرم ولی سمیه هیچ وقت حاضر نشد با من به مطب دکتر بیاید تا اینکه دکترم خواست برای اینکه دچار افسردگی نشوم باید راه حلی پیدا کنم ولی هیچ وقت توصیه نکرد که به همسرم خیانت کنم.

وی افزود: چندی قبل در فضای مجازی با مرجان آشنا شدم و در مدت کوتاهی که با هم در ارتباط بودیم و درد دل می کردیم فهمیدم او از همسرش جدا شده و ۲ فرزند دارد. مرجان هم حرف های من را که همسرم نسبت به زندگی سرد شده را شنید و به اتفاق تصمیم گرفتیم با هم به صورت پنهانی در ارتباط باشیم.

مرد جوان ادامه داد: مرجان را صیغه خودم کردم و در این مدت با هم در ارتباط هستیم و هیچ گاه به خانه ام نیامده بود تا اینکه همسرم به سفر رفت و چون شرایط خوبی بود تصمیم گرفتم او را به خانه ام دعوت کنم تا اینکه سمیه به خانه بازگشت و متوجه ماجرا شد.

باور کنید من به سمیه و زندگی ام علاقه مند هستم و هیچ وقت حاضر به جدایی و طلاق نیستم و اگر سمیه با من همراه می شد هیچ وقت این اتفاقات رقم نمی خورد و حاضرم برای اینکه او را از دست ندهم هرکاری که او می‌خواهد انجام دهم ولی کاش کمی مرا درک کند و متوجه رفتارهای سردش به زندگی می شد.

زن تنها

مرجان ۴۳ ساله که صاحب ۲ فرزند دارد در ادامه گفت: من هیچ وقت قصد به هم زدن زندگی کسی را نداشتم و چون خودم یکبار طعم تلخ شکست و طلاق را چشیدم حاضر نیستم کسی زندگی اش به جدایی بکشد.

وی افزود: من وقتی حرفهای فرشاد را شنیدم و متوجه شدم او انسان بدی نیست و می توانم به او به عنوان یک مرد تکیه کنم و حتی وقتی قرار شد به خانه فرشاد بروم خیلی می ترسیدم که همسرش متوجه رابطه مان نشود و این را هم بارها از فرشاد شنیدم که او زنش را دوست دارد.

بنابه این گزارش، فرشاد در برابر فشارهای همسرش برای فسخ عقد موقت تن به این خواسته نداد و با بیان اینکه مرجان باعث شده است او به زندگی امیدوار باشد از سمیه خواست تا با این واقعیت کنار بیاید و قول داد در زندگی شان خدشه ای وارد نشود.

اما سمیه نپذیرفت و درحالیکه با حالت قهر کلانتری را ترک می کرد گفت برای طلاق به دادگاه خانواده خواهد رفت.

انتهای پیام/