طبق برخی گزارش‌ها، خانواده میترا استاد، برای بخشش محمدعلی نجفی رضایت داده اند.

به گزارش پایان تیتر، پس از اینکه دادگاه رای به قصاص محمدعلی نجفی را به جرم قتل همسرش میترا استاد صادر کرد، محمود علیزاده طباطبایی که برای مدتی وکالت نجفی را برعده داشت در جلسه ای اعلام کرد که خانواده میترا استاد رضایت داده اند و بدین ترتیب حکم قصاص اجرا نخواهد شد.

پایان تیتر: وکیل نجفی

اهل حق از خانواده میترا استاد بخشش نجفی را خواست

طباطبایی گفت: خانواده استاد قبلا هم اعلام کرده بودند که اگر مشخص شود نجفی قصد قتل دخترشان را نداشته است رضایت خواهند داد.

در این جلسه مهدی خزعلی عضو سابق مجلس خبرگان در تکمیل صحبت های علیزاده گفت: وساطت رییس گروه اهل حق که خانواده میترا استاد عضو این گروه هستند باعث شده خانواده استاد محمدعلی نجفی را بخشیده و از قصاص صرف نظر کنند و جا دارد از رییس این گروه تشکر ویژه کنیم.

تاریخ پیدایش و مؤسس اهل حق کیست؟

برخى از نویسندگان هوادار این فرقه معتقدند این فرقه در قرن دوم هجرى پدید آمده و در قرن هفتم تجدید حیات یافته است.

به گزارش خبرگزاری شبستان، تاریخ پیدایش و مؤسس اهل حق کیست؟ویژگی های آنها را بیان نمائید؟ جواب: برخى از نویسندگان هوادار این فرقه معتقدند این فرقه در قرن دوم هجرى پدید آمده و در قرن هفتم تجدید حیات یافته است.[۱]

از نظر برخى دیگر ریشه تاریخى این فرقه به قرن چهارم هجرى به فردى به نام مبارک شاه و ملقّب به شاه خُوَشین (با ضمّ خ و فتح واو) بازمى گردد. وى که عنوان «سلطان طریقت» را داشته و در بلوران از توابع لرستان با جمعى از پیروان خود زندگى مى کرد به چهار تن از آنان وعده داده که پس از درگذشت وى، روحش پس از صد سال در جسم فردى به نام سلطان صحاک یا (اسحاق) تجلى خواهد کرد. در فاصله ى این صدسال، یارستان (اهل حق) در گوشه اى خموش چشم به انتظار سلطان صحاک دوخته بودند تا او را دریافتند و دور او گرد آمدند.[۲]

آنچه در میان پیروان اهل حق معروف است، این است که سلطان صحاک (اسحاق) مؤسس مسلک آنان است. و از طرفى آن ها از این که از فرقه هاى غلات به شمار آمده و على اللهى خوانده شوند، به شدت احتراز دارند. آقاى سید قاسم افضلى از سران اهل حق در این باره مى نویسد: «یارستان و اهل حق هاى واقعى هیچ گاه حضرت على علیه السلام را خدا نمى دانند و آنچه مسلّم و مشخص است نسبت هایى که به اهل حق به عنوان على اللهى داده اند و یا در بعضى کتب و مقاله ها على اللهى را شعبه اى از اهل حق مى دانند، خلاف محض است و خط اهل حق هاى یارستانى کاملاً از على اللهى ها دور است».[۳]

پایان تیتر: دادگاه نجفی

خاندان ها یا شاخه هاى اهل حق

گفته اند: سلطان اسحاق براى تشکیلات این فرقه جانشینانى تعیین کرد و براى هریک از آن ها وظیفه اى مقرر نمود و به هریک ـ به تناسب وظیفه ى وى ـ لقب مخصوصى داد. در ابتدا «پیر بنیامین» را به سمت «پیرى» و «داود» را به سمت «دلیل» براى همه ى اهل حق منصوب کرد. آنان براى تداوم رهبرى، هفت نفر از یاران خود را به عنوان هفت خاندان یا هفت سرسلسله ى اهل حق به پیروان خود معرفى کردند که از آن پس به «هفت تن» معروف شدند، و برخى این هفت تن را از یاران اولیه ى سلطان اسحاق دانسته اند. این خاندان ها عبارتند از:

۱ـ خاندان شاه ابراهیم. فرزند سید محمد گوره سوار که به شاه ابراهیمى ها معروفند.

۲ـ خاندان سید ابوالوفا.

۳ـ خاندان عالى قلندر. درویش هاى قلندرى منطقه ى کرند و استان کرمانشاهان منسوب به او هستند.

۴ـ خاندان سید میرسور.

۵ـ خاندان بابایادگار.

۶ـ خاندان سیدمصطفى.

۷ـ خاندان حاجى بوعیسى (سید باویسى)

در قرن هاى بعد چهار خاندان یا شاخه ى دیگر نیز به آن ها افزوده شده است که عبارتند از:

۱ـ خاندان آتش بیگى.

۲ـ خاندان ذوالنور.

۳ـ خاندان شاه حیاسى.

۴ـ خاندان باباحیدر.

از نظر اهل حق هرکس که پیرو این مسلک باشد باید به عنوان اولین وظیفه به واسطه ى یکى از پیرها یا دلیل هاى منسوب به یکى از خاندان ها، خود را به یک خاندان مرتبط سازد، و بر این اساس سرسپردن به یکى از شاخه هاى این فرقه هویت مذهبى او را معین مى سازد. اهل حق، مقام پیر بنیامین را بسیار بزرگ مى شمارند و معتقدند او در عالم اَلَست «جبرئیل»، و در دوره ى شریعت «سلمان»، و در دوره ى آخرالزمان «بنیامین» بوده است. او اولین مخلوق و از مقرب ترین یاران خداست و در آخرین دوره در جامه ى امام مهدى(عج) مظهریت یافته است.[۴]

عبادات اهل حق

اهل حق در هفته یک یا چند بار در جم خانه ها و با حضور پیر جمع مى شوند. تشکیلات جم معمولاً در شب هاى جمعه برگزار مى شود و این مراسم با تشریفات خاصى اجرا مى گردد. قبلاً به اندازه ى کافى نذر و نیاز در جم حاضر و به قصد دعا و خیر و عبادت با خلوص نیت و پاکى جسم و تجلى روح به پاکان انجام مى شود، و آن را حلاّل مشکلات مى دانند، و شرکت هفته اى یک بار در جم و جم خانه ها را به جاى عبادات دایمى کافى مى دانند.

اهل حق نماز نمى خوانند و به جاى آن همان نذر و نیازها را انجام مى دهند. و روزه ى مخصوصى دارند که سه روز است و به مرنو و قولطاس موسوم است. روزه ى مرنو از آنجا رسم شده است که سلطان صحاک و یارانش سه شبانه روز از ترس دشمنانشان در غار مرنو پنهان شده و بى غذا ماندند و پس از نجات یافتن آن را روزه ى مرنو نام نهادند و این روزه در منطقه ى باختران اجرا مى شود. روزه ى قولطاس ـ که اکثریت اهل حق هاى ایران و ترک زبانان در سایر استانهاى ایران و خارج از ایران انجام مى دهند ـ مربوط به یاران قولطاس و قوشچى اوغلى و شاه ابراهیم است که در وسط چلّه ى زمستانى سه شبانه روز زیر کولاک مى مانند و پس از نجات از آن خطر آن را جشن مى گیرند. (قول یعنى اقرار و شرط، و (طاس) به منزله ى این که کولاک، مانند تاس بر سر آنان بود)[۵]

شیطان و شارب

گاهى از گروهى از اهل حق به عنوان شیطان پرست یاد مى شود، ولى برخى از رهبران کنونى آنان چنین نسبتى را مردود دانسته و به کلماتى از سلطان صحاک استناد کرده که در آن ها شیطان را مکار و راهنماى مردمان دور از دین معرفى کرده است.[۶]با این حال برخى از افراد مورد اعتماد که از نزدیک با اهل حق ارتباط دارند، از تکریم آنان نسبت به شیطان و مخالفت شدید با لعنت فرستادن بر او گزارش مى دهند.

شارب نیز نزد اهل حق حرمت ویژه اى دارد و آن را یکى از ارکان اصلى سلطان صحاک مى دانند که شارب مور و پرپشت را از نشانه هاى پیروان مسلک اهل حق مى شمارد.[۷]

مناطق زندگى اهل حق

اهل حق در کشورهاى ایران، عراق، سوریه، افغانستان و تاجیکستان زندگى مى کنند. عمده ترین مرکز آنان در ایران استان کرمانشاهان است که در شهرستان کرمانشاه و روستاهاى توابع آن، و اسلام آباد و حومه ى آن، و سرپل ذهاب، قصرشیرین، صحنه و دینور و کِرِند غرب و توابع آن به سر مى برند. و منطقه ى کرندغرب و توابع آن از عمده ترین مراکز اهل حق در ایران است، و جمعیت آن در این منطقه را حدود ۱۵۰ هزارنفر تخمین زده اند.

در ترکیه فرقه هایى وجود دارند که معروفند به «بکتاشى» و به آن ها «علویین» نیز گفته مى شود و اهل حق هاى ایران آن ها را از شاخه هاى فرقه ى اهل حق مى دانند. شیعیانى که در کشور آلبانى به سر مى برند نیز به «بکتاشى» معروفند. در کشور سوریه نیز جمعیت قابل توجهى وجود دارد که تحت عناوین علویین و على اللهى معروفند و عمدتاً در شمال و شمال غرب آنجا سکونت دارند.[۸] [۹]

——————————————————————————–

[۱] .مجلۀ تخصص کلام اسلامی، شمارۀ ۱۴، ص۸۷٫

[۲] .دایره المعارف تشیع، ج۳،ص۶۵۶-۶۵۵٫

[۳] .همان،ص۶۵۹-۶۶۰٫

[۴] . مجلۀ تخصص کلام اسلامی،شمارۀ ۱۶،ص۶۹-۷۳٫

[۵] .دایره المعارف تشیع، ج۳،ص۶۵۹-۶۶۱٫

[۶] .همان، ص۶۶۲٫

[۷] .همان.

[۸] . مجلۀ تخصص کلام اسلامی،شمارۀ ۱۴، ص۸۵-۸۷٫

[۹] .فرق و مذاهب کلامی، علی ربانی گلپایگانی، ص۳۳۵٫

انتهای پیام/